تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 917910
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



بابا لنگ دراز
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 8 اسفند 1395  3:05 PM | نظرات(0)

بابا لنگ دراز عزیزم
بعضي آدم ها را نميشود داشت فقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت بعضي آدم ها اصلا براي اين نيستند


ادامه مطلب

نتیجه کار
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 8 اسفند 1395  3:03 PM | نظرات(0)

در زمان جوانی، درویشی پیش من آمد و اثر گرسنگی در من دید.
مرا به خانه خود خواند و گوشتی پخته پیش من نهاد كه بو گرفته بود و مرا از خوردن آن، كراهت می آمد و رنج می رسید.


ادامه مطلب

ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 7 اسفند 1395  3:07 PM | نظرات(0)

ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
منوط به ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ
و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻦ.
ﻣﺎ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ،
ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ!




دنیای درونی ما
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 7 اسفند 1395  3:06 PM | نظرات(0)

انسان پدیدهٔ غریبی ست
به فتح هیمالیا می رود
به کشف اقیانوس آرام دست می یازد،
به ماه و مریخ سفر می کند.
تنها یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف نماید؛ و آن دنیای درونی خود اوست




تامل
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 7 اسفند 1395  3:00 PM | نظرات(0)


ﺍﻫﺎﻟﯽ يک ﺭﻭﺳﺘﺎ از بهلول براي سخنراني ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. بهلول قبول مي کند اما در ازاي آن صد سکه از آنها طلب مي کند.
مردم کنجکاو سکه ها را تهيه کرده و در ميدان جمع مي شوند تا ببينند بهلول چه مطلب باارزشي دارد؟


ادامه مطلب

کوره خشم
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 5 اسفند 1395  3:13 PM | نظرات(0)

دعواکن ، ولی با کاغذت .

اگر از کسی ناراحتی ،
یک کاغذ بردار و یک مداد ،
هرچه خواستی به او بگویی ، روی کاغذ بنویس ،
خواستی هم داد بکشی ؛
تنها سایز کلماتت را بزرگ کن نه صدایت را


ادامه مطلب

اندکی تامل
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 5 اسفند 1395  3:05 PM | نظرات(0)

راهبی کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود.
ناگهان تمرکزش با صدای گوش خراش یک جنگجوی سامورایی به هم خورد:
آهای پیرمرد، بهشت و جهنم را به من نشان بده.


ادامه مطلب

خوبی کن
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 5 اسفند 1395  3:00 PM | نظرات(0)

میلیون ها درخت در جهان به صورت اتفاقی توسط سنجابهایی کاشته شدند که

دانه هایی را خاک کردند و سپس جای آن را فراموش کردند

خوبی کن و فراموش کن
روزی رشد خواهد کرد